اسفند ، سالها برايم بوي عيد مي داد وعطر اطلسي هاي پشت پرچينهاي باغهاي باي صفاي اصفهان را . چند ساليست اما... اسفند بوي برادرم محمد رضا را ميدهد. عطر شب بوهاي سر مزارش را، و شمیم همه بغضي را كه چهار سال است هر وقت به يادش مي افتم گلويم را سخت مي فشرد . اگر فرصتي كرديد و فاتحه اي خوانديد... مرا سخت مديون خود نموده ايد...