روزها از پس هم می گذرند ،محرم می آید.صبح هاتفی به گوشم گفت .عشق به خدا بزرگتر از آن است که توصیف شود ، سپیده دمان شنیدم از دیوار صدای آب می آید. گوئیا پژواک صدای عارفانه ای می آمد!خدا را ، بوی سیب می آید...
زمستان امسال عجیب سرما و گرما را همراه با هم دارد.هم برف داردوهم گرمای اتش .این زمستان و این روزهاهمراه با اعیاد بزرگی شده است. عید قربان که عید ابراهیمیان است وعید عاشقان کوی ابراهیم وخوی اسماعیل.عید غدیر که بی شک متعلق است به امیر مومنان علی (ع) و غربتهای ان بزرگوار پس از واقعه غدیر.که عاشقان ان امام همام ان عید را گرامی می دارند.و همزمان بر تنهایی علی پس از ان واقعه و نامردی مردمان ان روز گار سرشک اشک واه سر می دهند.(عجیب است که اعیادو جشنهای ما همواره نوستالژیک است.و توام با دیالکتیکی عظیم)و عید سال نوی میلادی وتولد پیامبر بزرگ الهی حضرت عیسی مسیح(ع) .که این اعیاد را تبریک میگویم.
یادم می اید سالها سال پیش به مناسبت سال نوی میلادی وتولد پیامبر بزرگ الهی حضرت عیسی مسیح (ع) تلویزیون هر سال فیلم سینمایی اهنگ برنادت را پخش می کرد.چندی پیش هم شبکه چهار سیما در برنامه سینما ماورا بعد از سالها مجددا این فیلم را نمایش داد. با پخش این فیلم به یاد سالهای کودکیم در اصفهان افتادم. وزمستانهای سردی که پای کرسی مینشستیم و ان فیلم را نگاه می کردیم. وبه یاد همه ان عزیزانی افتادم که ان سالها بودند. اما امروز از میان ما رفته اند.و بیش از همه به یاد برادرم محمد رضا افتادم که جایش عجبی خالیست.خدا رحمتش کند...(گفتم که اعیاد وجشنهای ما همواره نوستالژیک است)
سالها گذشته است .زمستان امسال من اینجا هستم. اذر بایجان. گوشه ای از کشور زیبایم.در میان کسانی که دوستشان میدارم.بگذریم... به عنوان ادای دین به این فیلم که بخشی از خاطرات زیبای کودکیم است. این پست را به این فیلم اختصاص می دهم.
آهنگ برنادت به كارگردانى هنرى كينگ محصول سال ۱۹۴۳ آمريكا است این فیلم با زمان ۱۵۶ دقيقه به شيوه سياه و سفيد ساخته شده است.
آهنگ برنادت ، كانديداى دريافت ۱۲ جايزه اسكار در سال ۱۹۴۴ بود. و سرانجام موفق شده است، اسكار بهترين هنرپيشه نقش اول زن، بهترين موسيقى ، بهترين فيلمبردارى و بهترين كارگردانى هنرى را از آن خود كند.همچنین اين فيلم در سال ۱۹۴۴ موفق شد جوایز بهترين كارگردانى، بهترين هنرپيشه زن و بهترين فيلمبردارى رادر جشنواره گلدون گلاب بدست اورد.
فيلمنامه «آهنگ برنادت» به قلم جورج سيتون بر اساس رمانى از فرانتس و رفل به نگارش در آمده و درباره دختر نوجوانى است كه موفق به ارتباط با حضرت مريم (س) مى شود و این ارتباط نور ایمان را دران عصر تاریکی و فراموشی مجددا در قلب مردم ظاهر می سازد.
واقیت این است که در سال ۱۸۵۸ در شهرى دور افتاده در فرانسه، دختركى از خانواده ای فقير پى مى برد كه اوضاع و احوال دورو بر او حالت عادى ندارد. او كه به پاكيزگى و معصوميت شهره است پس از مدتى به يقين مى رسد كه گاهى حضرت مریم(س)، بر او ظاهر مى شود. اين امر ادامه پيدا مى كند تا اين كه او با تمام وجود حضرت مريم (س) را احساس مى كند. خانواده، دوستان نزديك و خويشان، حرف او را باور كرده و حامى او مى شوند اما هرچه عقيده طرفداران او بيشتر مى شود، انكار مقامات كلسيا، افزون مى گردد....
در اين فيلم بازيگرانى چون جنيفر جونز، ويليام ايت، چارلز بيك فورد، ونيست پرايس، لى ج كوب و گلاديس كوپر به ايفاى نقش پرداخته اند.
هنرى كينگ، کارگردان این فیلم از فيلمسازان دهه ۴۰ آمريكا محسوب مى شود. پس از اوايل دهه ۳۰ وپیدایش سينماى ناطق وهمچنین وقوع بحران اقتصادى، تنها افرادىمی توانستند به عنوان کارگردان وارد حرفه سینما شوندكه از پشتوانه غنى و محكمى در زمينه هنرى برخوردار باشند، و هنرى كينگ با توجه به تجربيات ارزنده هنرى اش توانست از کارگردانان به نام آن دوران باشد.
از نخسين كارهاى كينگ مى توان به بازار مكاره ايالتى (۱۹۲۴) و آن روز را به خاطر بياور (۱۹۴۱) اشاره كرد. كينگ در سال ۱۹۵۲ با برف هاى كليمنجارو اداى دين خود را به نويسنده مورد علاقه اش ارنست همينگوى به جا آورد.از ديگر آثار وى مى توان به عشق ناپايدار، مرگ يك تيرانداز و چرخ و فلك اشاره كرد. فيلم سياه و سفيد آهنگ برنادت يكي از بهترين فيلمهاي مذهبي كلاسيك تاريخ سينماست.
نکته:چند سال پیش فیلمساز برجسته کشورمان ابراهیم حاتمی کیا فیلم مستندی به نام فاطیما ساخت.که همان سالها از تلویزیون پخش گردید. این فیلم نیز به واقعه مشابهی اشاره می کند.واقعه ای که در ان دخترکی پارسا اما ساده و روستایی در یکی از روستاهای ایتالیا مدعی می شود فاطیما( خانم فاطمه زهرا س) بر او ظاهر شده است. این مکان هم اکنون یکی از زیارتگاههای ایتالیا محسوب میشود.
تصاویر فیلم آهنگ برنادت را درادامه مطلب مشاهده کنید
این روزها ایام فرخنده ایست.عید قربان را پشت سر گذاردیم وعید فرخنده غدیر راهم پیش رو داریم.به همه دوستانم این اعیاد فرخنده را تبریک میگویم. و ارزو میکنم همچون ابراهیم در مسلخ عشق شیفته انوار الهی باشیم.و همچون علی که سکوتتش همچون سخنش جلوه ای از رسالت او بود شعر زندگی را همراه با شعوراندیشه خردمندانه تکمیل کنیم.
این روزها بیش از هرکس دیگری متعلق به بزرگ انسان تاریخ علی ست .کسی می گفت به راستی خدا علی را آفرید تا انسان بداند استعداد کمال او تا به کجاست .وبداند تا کجا میشود به خوی خدایی خود نزدیک شود.از این رو این پست را با کمال ادب و احترام با نوشته زیبایی از دکتر علی شریعتی پیرامون ان پیشوای بزرگ به دوستداران ان امام همام تقدیم میکنم.
سخن گفتن درباره علي (ع) بينهايت دشوار است، زيرا به عقيده من، علي (ع) يك قهرمان يا يك شخصيت تاريخي تنها نيست. هر كس درباره علي (ع) از ابعاد و جهات مختلف بررسي كند، خود را نه تنها در برابر يك فرد، يك فرد برجسته انساني در تاريخ ميبيند، بلكه خود را در برابر معجزهاي و حتی در برابر يك مساله علمي، يك معماي علمي اين خلقت احساس ميكند. بنابراين درباره علي (ع) سخن گفتن برخلاف آنچه كه در وهله اول به ذهن ميآيد، درباره يك شخصيت بزرگ سخن گفتن نيست، بلكه درباره معجزهاي است كه به نام انسان و به صورت انسان در تاريخ متجلي شده است
علي (ع) يكي از شخصيتهاي بزرگي است كه به نظر من بزرگترين شخصيت انساني است (پيغمبر (ص) را بايد جدا كرد كه رسالت خاصي دارد) كه از همه وقت، امروز ناشناخته ميبود، بدشناختهتر است كه كيست، محققين او را براي اولين بار ميشناختند
گاه علي (ع) را كه توي اين جنگها يك قهرمان شمشيرزن است، توي شهر يك سياستمدار پرتلاش حساس است و توي زندگي يك پدر و يك همسر بسيار مهربان و بسيار دقيق است و يك انسان زندگي است و در همه ابعادش ميبينيم، تاريخ ميگويد، تنها در نيمه شبها، توي نخلستانهاي اطراف مدينه ميرفته و نگاه ميكرده كه كسي نبيند و نشوند و بعد سر در حلقوم چاه فرو ميبرده و ميناليده! هرگز، من نميتوانم قبول كنم كه رنجهاي مدينه و رنجهاي عرب و جامعه عرب و حق جامعه اسلامي و حتا يارانش، اين روحي را كه از همه اين آفرينش بزرگتر است وادار به چنين ناليدني بكند، هرگز.
درد علي (ع) خيلي بزرگتر است و آن درد خيلي بايد درد نيرومندي باشد، كه اين روح را اين اندازه بيتاب بكند! مسلما اين همان درد انساني است كه خود را در اين عالم زنداني ميبيند، انساني است كه خود را بيشتر از اين عالم ميبيند و احساس خفقان در اين عالم ميكند.
مسلما هر كسي كه انسانتر است، پيش از آنچه هست در خود نياز احساس ميكند، انسان است، اين است كه ميبينيم علي (ع) قهرمان متعالي سخن گفتن و زيبا سخن گفتن و پاك سخن گفتن است، نمونه اعلا و متعالي شهامت و گستاخي در جنگ است، نمونه عالي پاكي روح در حد اساطير و تخيل فرضي انسان در طول تاريخ است، نمونه اعلاي محبت و رقت و لطافت روح است، نمونه عالي دوست داشتن در حد نمونههاي اساطيري است، نمونه عالي عدل خشك دقيقي است كه حتی براي مرد خوبي مانند عقيل ـ برادرش - قابل تحمل نيست، نمونه اعلاي تحمل است در جايي كه تحمل نكردن، خيانت است و نمونه اعلاي همه زيباييهايي است و همه فضايلي است كه انسان همواره نيازمندش بوده و ندانسته
... در طول تاريخ هيچ شخصيتي اين امتياز را نداشته ...علی دارای خانواده ای اساطيري است، خانوادهاي كه پدر علي (ع) است، مادر زهرا (س) است، پسر آن خانواده حسين (ع) [و حسن (ع)] است و دختر آن خانواده زينب (س) است.
چهرهايي كه ميخواهم، در قرن بيستم، به عنوان سمبل و تجسم يك ايدئولوژي مطرح و عنوا كنم، داراي اين خصوصيات است. البته اين كاملترين خصوصياتش نيست، اما اساسيترين آنهاست
...علي (ع) مظهر جهاد و رهبري جنگ، علي (ع)، مرد سياست و مسؤوليت اجتماعي، علي (ع) مرد كار يدي، كشاورزي و توليد، علي (ع) مظهر نثر و شعر علي (ع) بهترين سخنور و سخنگو، علي (ع) فيلسوف، علي (ع) مظهر بينشها و ابعاد متضاد، علي (ع) زهد انقلابي و عبادت، تكيه بر عدالت، علي (ع) تساوي در مصرف، علي (ع) امام و مظهر حقيقتها و ارزشها، علي (ع) نفي مصلحت به خاطر حقيقت، نفي شخصيت، علي (ع) انساندوستي.
درد علي (ع) دو گونه است: يك درد، دردي است كه از زخم شمشير ابن ملجم در فرق سرش احساس ميكند و درد ديگر دردي است كه او را تنها در نيمههاي شب خاموش به دل نخلستانهاي اطراف مدينه كشانده ... و به ناله درآورده است ... ما تنها بر دردي ميگرييم كه از شمشير ابن ملجم در قرق سرش احساس ميكند. اما اين درد علي (ع) نيست، دردي كه چنان روح بزرگي را به ناله درآورده است، «تنهايي» است كه ما آن را نميشناسيم!
بايد اين درد را بشناسيم، نه آن درد را كه علي (ع) درد شمشير را احساس نميكند و ... ما درد علي (ع) را احساس نميكنيم.
ما ملتي كه افتخار بزرگ انتصاب به علي (ع) و مكتب علي (ع) را داريم و اين بزرگترين افتخار تاريخي است كه ميتواند بدان بنازد و بالاخره بزرگترين سرمايه، اميدي است كه ميتواند به وسيله آن نجات پيدا كرده، به آگاهي، بيداري، حركت و رهايي برسد، اما در عين حال ميبينيم كه با داشتن علي (ع) و با داشتن «عشق به علي» هم نرسيدهايم...!