۳۰۰ احمقانه. اغراق آمیز
: منتقدان 3 روزنامه آمريكايي فيلم «300» را در مجموع اغراقآميز، مشمئزكننده و احمقانه ارزيابي كردند
«كلوديا پوييگ» در روزنامه «يواسآتودي» درباره فيلم جنجال برانگيز «300» مينويسند:
اين فيلم اكشن حماسي يك فيلم كاملا غلوآميز است كه از برخي جهات مشمزكننده و از جهات ديگر گيجكننده است.
پوييگ» ميافزايد: فيلم 300 در واقع بيشتر به يك بازي كامپيوتري خشن نقش بسته بر صفحه بزرگ سينما ميماند
كه مگر اينكه شما يك بازيگر كاركشته بازيهاي كامپيوتري باشيد وگرنه در پيچ و خم يك فيلمنامه بسيار خشن و تاريك،
، در همان لحظات اول، بازنده اين بازي خواهيد بود، البته اين فيلم از بعضي جهات نيز بيشباهت به فيلم «گلادياتور» نيست
منتقد سينمايي روزنامه «يوسآتودي» در ادامه مينويسد:
: داستان اين فيلم يك داستان شبه اسطورهاي از رشادت و فداكاريهاست كه حاوي برخي نشانههائي است كه ممكن است،
تماشاچي به واسطه آنها به ياد جنگ عراق بيافتد،
اسپارتها در اين فيلم به نيروهاي آمريكايي ميمانند كه يك مقام مستبد را از اريكه قدرت به زير ميكشند تا براي آزادي بجنگند
روزنامه نيويورك تايمز نيز در اين رابطه مينويسد: فيلم 300 به اندازه فيلم «آپوكاليپتو» ساخته «مل گيبسون» و يا حتي بيشتر خشن،
تاريك و وحشيانه است و دو برابر اين فيلم نيز احمقانه است
اين روزنامه در ادامه مينويسد: اين فيلم كه اقتباسي از رمان «فرانك ميلر و «لين وارلي» است، در واقع
تصويري اغراق آميز از افتخار و خيانت است.
در واكنش به اكران فيلم 300 سايت هنري «اي آنلاين» نيز منتشر كرد:
«زاك اسنايدر» كه فيلمي چون «طلوع مرگ» را در كارنامه كاري خود دارد، با ساخت اين فيلم
در واقع از لحاظ حرفهاي چندين سال به عقب بازگشته است
الكس ماركرسون منتقد سينمايي اين سايت مينويسد: فيلم 300 شامل داستان ، بازي بازيگران و محاوره است
كه البته اگر شما اين چيزها را از آن بگيريد ديگر هيچ چيز به جز يك كارگرداني بسيار بد و احمقانه
براي اين فيلم باقي نميماند.
روزنامه «آتلانتا ژورنال كانستيتيوشن» نيز مينويسد:
از هر زاويه كه به فيلم 300 نگاه كنيم، اين فيلم يك فيلم مبالغه آميز است، اين فيلم در واقع تصويري
از همان «هركول» است اما در عصري كامپيوتري.
البته در كنار اين نقدها، روزنامه «شيكاگو سان تايمز» به نگاهي نه چندان منفي به سراغ اين فيلم رفته و آن را يك
پروژه سينمايي گران قيمت و بسيار ماهرانه از يك بازي كامپيوتري معرفي كرده و ضمن تاييد آن مينويسد: چنينروشي براي ساخت فيلم، روش خوبي است.
اين روزنامه مينويسد: فيلم 300 يك فيلم خشن بسيار باشكوه است كه راه را براي ساخت آثار سينمايي اقتباس شده از كتابهاي كميك هر چه هموارتر ساخته است.
داستان فيلم، جنگ ایران و یونان در میدان جنگ ترموپیل (گردنه معروفی در یونان، بین کوه اویته و خلیج مالیک) است. جایی که پادشاه اسپارتی یعنی لئونیداس ارتش 300 نفری خود را علیه ارتش عظیم ایرانیان تجهیز کرد تا مقابل سپاه خشایارشا ایستادگی کنند اما گوژپشتی دروازههای شهر را به روی لشگر ایران باز میکند بنابر روايت هرودوت از تاريخ، این 300 اسپارتی توانستند جلوی لشگر عظیم خشایارشا به مدت 3 روز مقاومت کنند اما در نهايت شکست خوردند. بنا بر اين روايات همین دفاع سه روزه باعث اتحاد یونانیان علیه ایرانیان و همین آغازی شد برای دموکراسی یونان و در نهايت شکست خشاريارشا در نبردهای بعدی. [...] گذشته از نکات تاريخی آزاردهندهترين قسمتهای 300، تصوير ايرانيان است. در اين فيلم سپاه ايران افرادی هستند مشابه وحشیها و موجودات نفرتانگيز ارباب حقهها يعنی «اورکها». کسانی که جز کشتن نمیدانند و از نظر مغزی هم موجوداتی هستند در رديف غولهای ابله داستانهای هری پاتر که البته در برابر 300 نفر يونانی خوشتيپ و فداکار زمينگير میشوند
تحریف آشکار تاریخ است300
وقتي كاخ هاي نيمه ويران هديش تخته جمشيد را مي بيني كه خاكسترش تا امروز مانده يا آپاداناي شوش خودمان را مي بيني كه بر خاك غلتيده است شايد با خود بگويي ديگر تمام شده است و بايد بپذيريم كه اينها تمام شده اند و تاريخ گذشتگان براي ما نان و آب نمي شود. اما وقتي همت غربيها را براي ساختن دروغهايي عليه همان تاريخ مي بيني مي فهمي كه نه چيز مهمي در دل اين خرابه هاست چيزي كه باعث مي شود وقتي اسكندر در دنياي واقعي مي آيد آريو برزن با تمام وجود و غيرت و تا آخرين قطره خون در دفاع از وطن به استقبالش مي رود اما وقتي از استوديوهاي هاليوود مي آيد مردم نيمه وحشي ايران با رقص و آواز به استقبالش مي آيند. براستي آن گنجي كه در دل اين خرابه هاست را چرا نمي بينيم؟ آنجا غرور ملت ماست كه آنها نمي توانند آن را تحمل كنند. صرف نظر از تمام مسائل سياسي جهان هزاران سال است كه سنگربان شرق به عنوان سمبل محبت، دوستي ، انسانيت و خداپرستي بوده ايم و اكنون نيز بايد سنگر را حفظ كنيم. در فيلم 300 درست مثل يك فيلم انيميشن كودكانه سعي شده تا در يك طرف كه اسپارتيها هستند به عنوان مظهر خرد، عشق و ميهن دوستي نشان داده شوند و در طرف ديگر ايرانيها كه در نهايت حماقت، شيطان صفتي و برده داري و وحشي گري هستند. اينها همه دروغ هستند و تقريبا از نظر تاريخي وارونه اند. چرا ؟ چون:
1- در فيلم بارها عنوان مي شود كه ايرانيها براي به بردگي گرفتن اسپارتي ها آمده اند و در جايي از فيلم پادشاه اسپارت به خشايارشاه مي گويد شما اين همه برده داريد ديگر ما را براي چه مي خواهيد! و اين درحالي است كه بر اساس مستندات تاريخي ايرانيان باستان هرگز برده دار نبوده اند و در هرسرزميني كه حكومت كرده اند راه و رسم برده داري را برانداخته اند چنانچه كوروش بزرگ در كتيبه خود مي گويد "من برده داري را در بابل بر انداختم". عدالت محوري و مبارزه با برده داري هخامنشيان با توجه به آثار بي شمار تاريخي در اين زمينه مطلب مطلقا اثبات شده اي است.
2- در فيلم اسپارتي ها را انسانهايي دانا و با خرد جمعي نشان مي دهد كه اين كاملا برخلاف مستندات تاريخي خودشان است چرا كه آتني ها در مستندات تاريخي خود همواره از خوي وحشي گري و غارتگري اسپارتها ناليده اند و فراموش نكنيد كه بعد از همين وقايع تاريخي اسپارتها پس از يك جنگ و محاصره طولاني آتن را كه نقش بزرگي در تمدن بشر ايفا كرده بود را براي هميشه نابود كردند و آكادميا را با خاك يكسان كردند.
3- در فيلم سعي شده است تا شاه ايران (خشايارشاه) خود را در مقام خدايان يا حتي خداي خدايان! ببيند و در چندين مرتبه خود را شاه-خدا مي خواند و اين در حالي است كه در در تمام كتيبه ها و آثار هخامنشي هرگز چنين چيزي ديده نمي شود و حتي فروهر كه نماد روح انسان است دست به سوي آسمان دارد و در كتيبه ها از ياري اهورامزدا براي ساختن بناهاي باشكوه سخن گفته شده و همين خشايار شاه كه تصوير حكاكي شده او با لباسي بسيار زيبا و مفخر و ريش و مويي بلند در تخت جمشيد حك شده در كتيبه اي در كنار دروازه ملل مي گويد "به ياري اهورا مزدا دروازه ملل را بنا كردم". حال مقايسه كنيد خشايار شاه فيلم 300 را كه سري كچل و زشت كه حتي روي صورت خود حلقه هاي احمقانه اي وصل كرده خود را همرديف خدايان مي داند.
اگر چه يونانيها خود در زمان نوشتن تاريخ به خاطر رقابت ديرينه اي كه با ايرانيان داشتند متعصبانه (مثل نگاه ما به تورانيان) قلم مي زدند اما اين فيلم بي هيچ شكي كاملا مغرضانه است و حتي حرمت تاريخ يونانيان را حفظ نكرده است. و از جهت حتي توهيني به آنان است