امشب شب عجیبیه. شب قدر همیشه شب عجیبیه. شبی که متعلقه به یک نام بزرگ و همیشگی. شبی که متعلقه به مولا علی و همه مظلومیت و ارزشهای بالای ان ابر انسان همیشه تاریخ. شب شهادت مولا را به همه دوستداران ان بزرگ انسان تاریخ تسلیت میگویم . مطلبی از دکتر شریعتی به مناسبت این شب و مظلومیت ان بزرگوار می نویسم . امید که بهتر بشناسیم و بیشتر درک کنیم ان همه عظمت را
...علی تنهاست
...از این دردناکتر ٬ اینکه علی در میان پیروان عاشقش نیز تنهاست!در میان امتش که همه
عشق و احساس و همه فرهنگ و تاریخش را به علی سپرده است ٬ تنهاست.او را همچون
یک قهرمان بزرگ ٬ یک معبود و یک الهه میپرستند ٬ اما نمی شناسندش و نمیدانند که
کیست؟ دردش چیست؟حرفش چیست؟رنجش چیست و سکوتش چراست؟...
و هنوز ملتی که تمام هستی اش را در راه علی نثار کرده از او کلمه ای و سخنی
درست نمی شناسد
...این است که علی در اوج ستایشهایی که از او می شود مجهول مانده است
.درد علی دو گونه است:یک درد٬دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش
احساس می کند و درد دیگر دردیست که او را تنها در نیمه شبهای خاموش به دل نخلستانهای
اطراف مدینه کشانده و به ناله در آورده است
.ما تنها بر دردی میگرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرقش احساس میکند
.امّا این درد علی نیست
!دردی که چنان روح بزرگی را به ناله در آورده است٬ تنهایی است...که ما آنرا نمی شناسیم
!باید این درد را بشناسیم... نه آن درد را
...که علی درد شمشیر را احساس نمی کند٬و...ما
...درد علی را احساس نمیکنیم